دهم محرم ، شهادت حضرت امام حسین علیه السلام و یاران با وفایش

حماسه عاشورا
در چشم انداز سرخ و خط خونین شهادت ، محرم جلوه اى دیگر دارد و جلائى نو!
و در آسمان پر ستاره ایثار و جهاد، عاشورا چونان کوکبى خونین درخششى ویژه دارد.
آرى ... آنک خداى خواست که خون را به قیام بیند و رایت سرخ حقیقت و راستى را به تماشا ایستد، خو اى ، ذلت باطل و پلیدى را به نظاره بنشیند.
آنک ... مشیت رب الارباب بر این شد که رزمى سرخین بر پا شود، نور و ظلمت در مصاف شوند و حق و باطل به پیکار بر خیزند تا حماسه اى پرشکوه تحقق یابد و آوازه اش در همیشه تاریخ بماند.
61 سال از هجرت پیامبر(ص ) مى گذرد، و اینک حسین (ص )، هم او که در مهبط وحى جبرائیل و در دامن پاک پیامبر، پرورش یافته است ، پرچم امامت را در راستاى رسالت ابراهیم خلیل الله علیه السلام و محمد رسول الله (ص ) بر دوش ‍ گرفته است تا کاروان بشریت را تا دروازه هاى نور، راه بنماید و کشتى نجات انسان را در شط سرخ شهادت ، به پیش راند.
در سویى سپاهیان جبهه نور و منادیان حق و راستى قامت کشیده اند و در دیگر سوى لشکریان شب و آواز گران سیاهى و پلیدى به صف شده اند و خورشید عاشورا نظاره گر این پیکار خونین و نبرد سرخ !
خورشید آمده است تا سر انجام نبرد را در سینه بنگارد و بر گوشهاى همه آیندگان تاریخ قصه را باز گوید.
و حسین (ص ) زره به تن کرده است ! تنها با 72 تن یار در برابر انبوه سپاه کفار!
خاک کربلا، به انتظار که رزمیدن رزمگران جبهه حق و یزیدیان شب زده را به تماشا بنشیند.
و عاقبت ، انتظار به پایان مى رسد و رزم آغاز مى شود، حسینیان را شور و ولوله مى افتد که به زودى در بسترى سرخ ، پیامبر را بر بالین خویش مى بینند و بهشتیان جنت خداى را دیدار مى کنند.
و در دیگر سوى ، خفا شان شب را هراس مى افتد که بزودى سپیده نور، قلب سیاهى را مى شکافد و پایان هستى شب را اعلام مى کند.
حسینیان ، حق حق گویان بر سپاه کفر مى تازند و با نداى تکبیر، بر جنگل انبوه سپاه خصم یورش مى برند، تا با آتشفشان خونها شان در خیمه هاى شرک و کفر یزیدى ، آتش به پا کنند و در دامن شب ، شرر افکند.
اینان قامت کشیده اند تا رسم جانبازى و ایثار و شهادت در راه عقیده را براى همه تاریخ به نمایش گذارند و پیکرهاى خونین شان را سند رسوائى باطل و باطل گویان تاریخ قرار دهند.
ظهر عاشورا است و اوج داغى صحراى تفتیده کربلا و خورشید مى گردید بر تن هاى فتاده بر خاک ، بر تربت خون گرفته زا جساد بى کفن .
بر پیکره هاى پاره پاره و بى سرو بى دست منادیان توحید،
و حسین نظاره مى کند، شکوه حادثه را، عمق قساوت قابیلیان و اوج ایثار یاران را و دانه هاى اشک ، بر گونه هاى ملتهبش در آبشار نور خورشید چون در مى درخشید.
او آمد و زمین و آسمان را آشتى دیرینه داد. کعبه را جلاى پاک حقانیت حق ، و مکه را جایگاه شاهدان حق پرست ، بردگان را آزاد ساخت و تنها بنده خاص ‍ خدا نامید شان . بندگان زور را رها کرد و بندگان زر را مخلص ساخت و ره گم کردگآن را چراغ هدایت گشت و ره یافتگان را هادى حق .
او آمد، کوران را چشم حقیقت بین ، کران را گوش شنوا و لالان را ندائى حق رسان بخشید. مردگان را از خون شهید جلوه اى تازه ساخت و همه را شهید شاهد کرد و عاشق حق .
او آمد تا با زندگى سراسر مبارزه خویش ، با دعوت خود به ما درس ایمان و جهاد دهد و با زندگى جانگذار خویش بما یاد داد که در راه برانداختن ظلم و ظالم رودخانه هایمان را غرق خون سازیم و از خون وضو بگیریم و تنهایمان را سنگر سازیم ، ولى ظلم را نپذیریم و با دستان خون آلوده خویش ، پرچم حق را بر فراز بلندترین قله هاى استقامت و پایدارى استوار سازیم .
بما اموخت که اى انسان آزاده ، آنجا که نمیتوانى سر بلند زیست کنى ، سر بلند بمیر. آنجا که طپش توانستن در تو خاموش شد، سرود بایستن سرکن و آنجا که رنگ رخسارت از شدت ظلم و جهلها به زردى گرائیده از خون وضو بسازد و بر سجاده گلگونت سربنه .

/ 0 نظر / 4 بازدید