خواجه عبدالله انصاری

الهی ! پنداشتم که تو را شناختم اکنون پنداشت خود را به آب انداختم .

الهی ! عاجز و سرگردانم، نه آنچه دارم دانم و نه آنچه دانم دارم .

الهی ! نه جز از شناخت تو شادی است ، نه جز از یافت تو زندگانی ،

زنده بی تو چون مرده زندانی است ، زندگانی بی تو مرگی است و زنده به تو زنده ی جاودانی است .     

/ 0 نظر / 5 بازدید